خیلی یکهویی

مدرسه را پیچاندم و حالا بجنوردم

دلم می‌خواهد تا جنگل گلستان بروم و نیشابور

زیارت دل سیر و البته دیدن شهرزاد در مشهد.

و خب بموقع هم برگردم!

مثلا یه روز باشه روز جهانی خواب!

همه تعطیل کنیم بخوابیم فقط! بدون دغدغه!

یا مثلا یه روز باشه روز جهانی آغوش !

آدمایی که دوست داریم و دوستمون دارند رو بغل کنیم !

سلام روز های روشن آینده..

نوزاد در قنداقه طوسی آرام گرفته بود

صورتش قدیک سکه ۲۵ تومنی بود.

انگشتانی به ظرافت انگشتان یک عروسک داشت

لبهایش از خشکی پوست انداخته بود

و ابروهایش تا روی بینی اش پایین امده بود

پیشانی اش بلند بود و بدون مو

___________________

همین حالا همین لحظه ..

بنظر تو کدومشون برنده میشه؟

سه تا استاد مطرحن و حالا افتادن به جون هم و علیه هم بیانیه میدن.

بشدت مایلم دکتر ق پوزه اش به خاک مالیده بشه

مردک هرزه !

ولی متاسفانه بازرس هم از خودشونه و ...

امیووارم بساطش جمع بشه .

هر چی سن مون میره بالاتر خیلی چیزا دور و دست نیافتنی تر میشه

انگاری رسیده باشم ته خط زندگی

کی بمن بگه بلاخره این روزهای سیاه تمام میشن...

خیلی اعصابم خرده

کاش ماشین داشتم میرفتم جاده

نیاز به سرسبزی دارم

حوصله هیچ ادمیزادی رو ندارم