ژاپن
دیشب مراسم بود خونه فندق
گوله نمک بدو بدو امد پیشم و گیره مویش دستش بود
گفت ژاپن گیره موی منو خلاب کلده
میگم ژاپن کیه میگه همون پسره
نمیدونم چی از تو مغزش گذشته که اسم پسره رو گذاشته بود ژاپن:)
بعد اومد سمت بابا دستشو دراز کرد و با بابا دست داد
بابا خیلی خوشحال شد
کاش اون لحطه رو ثبت کرده بودم.
________________________
صاحبخانه ظهر داشت تلفنی حرف میزد گویا یکی از اقوامش دنبال خانه هست و اسم منو همسایه طبقه بالایی را برد
احتمالا باید یکی مان بلند بشویم
از حالا باید بفکر ۹ ماه دیگه و پول پیش و کرایه خانه باشم.
مسکن ملی هم کو تا ساخته شود
هنوز که زمین را فقط صاف کردند.
کاشکی میشد کاری پیدا میکردم کمی بار قسطها کم میشد
واقعا چرا من پدرم پولدار نبود چرا حتی پارتنر پولداری هم ندارم...