میشه این دو هفته تموم شه؟!
اصلا این به. من کوفتی تموم شه
فشار کاری مضاعف
فشار درسی
فشار زندگی
سگ تو روحتون
اصلا این به. من کوفتی تموم شه
فشار کاری مضاعف
فشار درسی
فشار زندگی
سگ تو روحتون
برف دوستداشتنی و زیبا
هیچوقت عادی نمیشه برام حتی اگه برم سیبری زندگی کنم.
:)
خدایا مچکرم
ماچ به کله مهربونت :*
پسرکم همیشه همه رو برای تولدشون سورپرایز میکرد.
امروز که تولدش بود هیچکس هیچ حرکتی نزد
گفت کیک نمیخوام یه چیپس بخریم دور هم بخوریم
خیلی ناراحت شدم
همه دست بکار شدند
خرید کیک و کادو
منم تو انبار توپ داشتم رفتم با مشقت اوردمش توگ والیبال بود ولی از هیچی بهتر بود.
ولی بچه ام تو خودش بود
خیلی ناراحتم براش
از اونورم مدیر رید به اعصابم
خدا لعنتش کنه
بخشی از من
و من چقدر دلم میخواست مراقبم بودی..
به هیچی نمیرسیم نه تفریح نه سفر نه غذای خوب و باکیفیت نه لباس با کیفیت هیچی.
خیلی اوضاع بهم پیچیده
نمیدونم واقعا میشه شرایط بهتر بشه یا نه
چرا زود امیدت رو از دست میدی؟!
ادمهایی که بلد نیستند مهربانی کنن
از مهربانی چیزی نمیفهمن
این جور دنیایی جای بچه ها نیست
بچه ها نیاز دارند به مهربانی
دیشب طبق قولی که به فندقها داده بودم امدم خانه شان بهمراه مودم.
سه تا فیلم خنده دار دانلود کردم
و تا یک شب فیلم دیدیم
تا 4 صبح هم حرف زدیم
جوک بلد نبودم ولی چیستان گفتم
یکی از چیستانها جوری ذهنشان را مشغول کرده بود که تا جواب را نگفتم خوابشان نبرد.
موقع خواب هر دو گفتند شب خوبی بود و بهشان خوش گذشته و من چشمهام قلب قلبی شد.
ممنونتم خدا.
اگه بهم ماشین بدی بی نهایت سپاسگزارتم
امروز هم کلی حرص خوردم هم غر زدم
از ظهر که امدم از مدرسه تا 8 شب اب قطع بود
اول هم که تا رفتم حمام ابگرمکن روشن نشد و با اب یخ موهای شامپویی رو شستم.
و پریدم بیرون از سرما دندونام بهم میخورد.
بعد تا ماشین رو روشن کردم اب قطع شد
ماشین رو بسختی تخلیه کردم
وکلی برای نبود برق و اب و هوا و گاز و کوفت حرص خوردم.
خدا رو شکر حداقل نان دارم
با تخم مرغ اب پز برای شام
اصن چه ربطی بماداره خدا تویی مهربون تویی حقمون نه ولی مهربونیت میگه لازمه بارون بهمون بدی.
پسر خوبی باش و بارون بفرس
قول میدددددم برم زیر بارون
دعا میکنم برای همه.
چونکه گفتی چند ساله بادوم زمینی نخوردی.
انوقت چرا با من؟!!!
چررا اخه سین میکنید جواب نمیدین؟
من دلم گنجیشکیه
زود میشکنه
از مدرسه رفتم خونه بابا و تا الان به اصرار مادر موندم
طفلی
به فندوقها هم قول داذم روز پسر مودم ببرم فیلم دانلود کنن
و یه شبم خونشون بخوابم
درصورتیکه همه نمراتشون خ خ باشه.
میخواستم سه فصل امار بخونم برای فردا حجمش کم بشه لکن نشد که نشد.
میگه امروز امتحان داری
میگم اره خیلیم سخته
بعدش میگم اصلا من نمیخوام درس بخونم قصد ازدواج دارم
خندید
یه خنده شیرین
:)
تازشم هم خوشگلین هم پولدارین هم دانشگاه خوب درس میخونین هم معدل تلفید؟
من سرکار میرم و میام نای درس خوندن ندارم.
الانم نمیدونم از اول ترم دقیقا چه غلطی میکردم که این چندتا درس رو نخوندم؟
باز خوبه چندتاشونو به بهانه میانترم خونده بودم.
خداییش این امتحان امروز 20 حقمه.
نمیدونم چقدر دووم بیارم واقعا دلم میخواد این مدرک رو در این مقطع بگیرم.
یه برنامه هم برای زبان باید بچینم درست درمون از این الکیایی که هر روز دارم نه.
خواب طیبه رو دیدم
خواب دیدم رفتم مزار شهدا ولی سمت قبر باباش تبدیل به ویرانه شده بود اونقد که هیچی قابل تشخیص نبود.
خودمو زدم به ندیدن...
ولی بعدش یه دور دیگه برگشتم که ببینم و احوالپرسی کنم.
امیدوارم تعبیر خاصی نداشته باشه
توی یه کاغذ رنگی ارزشهای زندگیمو نوشتم قرار بود انسانی تر زندگی کنم
گویا دیگه مثل جوانی اون شور و تعهد رفته.
لعنتیا 16 سال گذشت...
اونجا که میگه اگه پولامو بدن واست عروسی میگیروم...
بعد محکم فشارت بده تو بغلش و بهت افتخار کنه.
فراوانی مطلق منو ببخش که نتونستم ظرفیت وجودیمو برای لبریز شدن از تو افزایش بدم.
اینم که در رابطه با روانشناسی پیری و میانسالی خوندم احتمالا بی تاثیر نیست.
واقعا 18 تا 30 سالگیم چطور گذشت؟!
چقدر پر از بحران و تنش
چقدر هیشکی نبود کمکمون کنه
چقدر دوست دارم برم تو یه مقطع دیگه...
لطفا خدا جونم
هوا انقدر تمییز شده بود که حد نداشت.
ولی هنوزم کمه چیز دندون گیری نبود
یه نمه بارون
خدایا بیشترش کن لطفا
دلم از اون بارونا میخواد که روی ایرانیتهای پارکینگ میریزه و یه ملودی باحال داره.
اصلا برف بی صدا بفرس.
دیگه دارم شاکی میشما
اصن بمن توجه نداری
من دخترتما
هوا ابریه خیلی دعا میکنم بارون بیاد
اگه بارون بیاد بخدا میرم بیرون زیر بارون از خوشحالی جیغ میزنم.
از مدرسه امدم و پریدم یه دوش گرفتم و حالا با حوله نشستم کنار بخاری وبلاگ میخونم.
گرسنمه و هیچ ایده ای برای نهار و شام ندارم.
دلم حلیم یا اش میخواد
همساده هامونم همه کارمند و گشاد هیشکی اش نمیپزه.
امار هنو سه فصل مونده فیزیولوژی و مباحث و مبانی هم که لای کتاب رو باز کردم اما چیزی یادم نی
سیما هم عمیقا دلم میخواد کات کنم باهاش خیلی رو مخه رفتارهاش.
هوووووف
برم یه چی بپزم تا بعد برم درس بخونم
از ادمهایی که تو رابطه، رفاقت، کار اهل گروکشی باشن خوشم نمیاد.
میدونی بذار ادما به سبک خودشون بهت محبت کنن نه اونطور که تو میخوای. چون اینجوری میشه اجباری میشه نمایشی میشه فیلم و این خوب نیست.
حداقل اینه من نمی پسندم.
عمیقا دلم بارون میخواد
خدا صدامو میشنوی یا بازم پای کسی رفته رو سیم صدا بهت نمیرسه؟!
اگه دوسم داری بارون بفرست.
اگه عاشقمی برف.