تازه از جلسه امدم و بخاری رو روشن کردم هنوز چند دقیقه نگذشته بود صدایی مثل نشتی آمد پریدم سمت بخاری گفتم حتما بخاطر اینکه خوب جا نزدم لوله اش را و جابجا کردم شل شده شیلنگ و نشتی داره ولی صدا همچنان بود

به پشت کتابخونه نگاه کردم و با ترس و لرز تخته شاستی رو برداشتم انگار از توی کمد هم صدا می امد

نگاه به پایین کردم و متوجه شدم لوله آب گرم انگار دارد صدا می دهد

رسما سکته زدم هنوز تپش قلب دارم

و کسی نیست بزنگم بهش و بگم چ اتفاقی افتاد و اونم نازمو بخره و بگه نترس من هستم چند دقیقه دیگه میرسم خونه