عذاب وجدان
امروز وقتی مدارک هویتی یک داوطلب رو چک میکردم و خلاصه مصاحبه مینوشتم متوجه اختلاف فرم و شناسنامه اش شدم پرسیدم توی پرسشنامه گفتید 3 تا ولی توی شناسنامه 5 تا فرزند دارید گفت دوتا شون فوت کردند محدثه و اون یکی الان اسمش یادم نمونده.
و چون از این مدلها که در نوزادی یا یکی دو ماهگی فوت میکنند من هم فکر کردم همیمنطوره و پرسیدم مریض شدند که شروع کرد به گریه گفت برای عروسی رفتند روستا و بچه ها برای بازی رفتند کنار رودخانه و غرق شدند
گفت من چند سال هست مشاوره میرم تا این خاطره رو فراموش کنم.
انقدر ناراحت شدم خیلی عذاب وجدان گرفتم.
یک داوطلب دیگر هم موقع سوال از خانواده شروع کرد به گریه انگار مدت کمی از فوت برادرش میگذشت و برادرش توی ماموریت تصادف میکنه و ماشین اتش میگیره و به نحو فجیعی فوت میکنه.
او هم خیلی گریه کرد.
واقعا سرور راست میگه که مشاوره تو خون من هست!
خلاصه که همچنان علاقمندم به رفتن به مصاحبه تا مدرسه
اگه درد پام هم خوب بشه که عالی میشه عالیییییی