باز من تا 9 صب خوابیدمو حالا باید مث جغد بیدار باشم

ده بار الکی رفتم دشوری

ده بار الکی از پنجره خونه همساده تو کوچه رو زیر نظر گرفتم

ده بار از این پهلو به اون پهلو شدم

اخرم هیچی

هنوز بیدارم و هیچ اثری از خواب نیست.

از پنجره یه باد خنکی میاد مثل باد خنک پاییز.

گلوم درد میکنه و این باد خنک روحمو نوازش میده

برم یه قاشق دیفن بخورم

باشد که رستگار شوم.