سیما و مطهره و محبوبه رو دعوت کردم افطار، سارا هم امد

عدسی درست کردم و فلافل و با نون پنیر گوجه خیار و خرما و سبزی.

محبوبه هم از مسجد یه کاسه عدسی اورده بود.

ولی عدسی اونا خوشمزه تر بود بنظرم.

خلاصه که اندازه یه هیات عدسی درست کردم و الان یه قابلمه پر تو خونه عدسی دارم.

یه مقدار هم فلافل موند.

ظرفها رو شستم و همونجور که با محبوب حرف میزدم خشک کردم و جمع کردم گذاشتم سر جاش.

یه قابلمه بزرگ موند با خالی کردن سبدهای سبزی.

یه فکریم برا گوجه ها باید بکنم فردا خرد کنم تفت بدم رب بشه بذارم فریزر.

نون هم زیاد دارم گذاشتم یخچال.

خدایا شکرت.