امشب مهدیه شلوغ تر از همیشه بود کیپ تا کیپ ادم نشسته بودن اخرای مداحی شام اوردن و مسوول توزیع غذا با وجود تاریکی فضا دونه به دونه بزرگ و کوچیک رو غذا داد و کسی رو جا ننداخت، دقیق میفهمید به کی و تا کجا غذا توزیع شده

با خودم فکر کردم این که ادمه و با هزاران محدودیت اینقدر حواسش به همه اس که کسی دوبار غذا نگیره و یا بی غذا نمونه

انوقت خدا چطور ممکنه حواسش بمن نباشه؟

خدایی که نه محدودیت مکان داره نه زمان نه فراموشی میگیره نه خسته میشه.

خدایا منو بلخش که تو زندگیم خیلی وقتا بهت بدگمان بودم و توکلم کم بوده

همیشه همیشه همیشه هوامو داشتی

و میدونم بعد از اینم داری

قطعا و بی شک.

ممنونتم خدای جونم

لطفا منو بغل کن نذار ادمای بد دورمو بگیرن.