رفتیم با چند نا از همکاران رستوران

تا کارت هدیه ای که مدیر قبول نکرده بود را برای خودمان خرج کنیم و کیف کنیم.

رستوران محبوب و معروف شهر شلوغ بود و بسختی برای ده دوازده نفر جا رزرو کردیم.

وقتی منو را اوردند گرخیدیم

قیمتها عجیب فضایی بود

فرار کردیم.

امدیم رستوران دیگری این سر شهر و غذای نسبتا معقولی خوردیم به نصف قیمت آن یکی رستوران.

درس را هم دایورت نموده ام به کتفهای مهربانم.

الان هم حس می کنم اگر یک انیمه ی قشنگ ببینم حال روحم خوب خوب می شود!

من که اهل فیلم و انیمه هم نیستم.

اها یادم باشد چند تایی انیمه کودکانه زبان اصلی دانلود کنم برای فندق.

خیلی دوست دارد زبان یاد بگیرد.

وقتی بهش گفتم میخواهم بهت با فیلم یاد بدهم کلی خوشحال شد.