یک جوری خستمه و لهم انگاری که مثلا اخر هفته است و یک هفته ی پرتلاطم و سخت رو پشت سر گذاشتم.

اما اول هفته است و هنوز سر عروسی به گل :)

بارون خیلی خوبی اومد وقتی سر جلسه امتحان بودم دونه درشت و بهاری.

جوری روی سقف سالن امتحان ریتم گرفته بود که صدا به صدا نمیرسید و دوست داشتی پاشی با این ریتم برقصی.

عجیب خواستنی بود.

حالا ولی ابری نیست رفتند خیلی زود رفتند.

کاشکی هنوز ابر بود و باران.

خدایا مچکرم :)

فردا یک امتحان خرکی دارم از امتحانات نچسب هست امتحان امروز بد نبود ولی در حد انتظار هم نبود از 16 کمتر بشوم خودمو نمیبخشم :/