مثلا بگم زده ام فالی و فریاد رسی می آید
بعد واقعنی بیاد.
هوووووف
مدیرمون دو سه روزه مهربون شده چشم نخوره
دیروز برام الگو کشید امروز الگوی دخترشو اورده با لباسش ببینه اندازمه که از همون برام برش بزنه :)
چه بدونم شاید مال اینه قراره برم نوسازی وسایل بگیرم با پارتی :)
سلام گرگ بی طمع نیس هس؟!
بهتره خوشبین باشم :)
امتحانمم که دیگه حسش نیس بخونم.
دیروز رو یه برگه اندازه بند انگشت تقلب نوشتم انفاقا جامم خوب بود ولی جرات نکردم از تو سوتینم در بیارم تمام دور و برم پر از پسر بود :)
دستم میرفت سمت یقه ناجور میشد کصافدای چش چرون.
البته امتحان اسون بود و نیاز به تقلب نبود
و از چیزایی که نوشته بودمم سوال نیامده بود :)
اینم بی تاثیر نبود.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۳/۲۱ ساعت 11:1 توسط زائر
|