هیییییییییییییییس
امدم روضه
جای دوست داشتنی
جای ادمهای خاص
منتها یکی از ان خادمهای چاق دایم از لای صفهای خانمها رد میشد و انگاری کا بادش را دارند خالی میکنند میگفت سسسسسسسسسسس، همان هیییییس.
یعنی ساکت خفه شوید و به سخنرانی گوش بدهید.
____________
سالها پیش دو سه روز بعد از عروسی انها، عروسی نوه خاله بود.
عروسی انها بهم خورد ولی عروسی نوه خاله برگزار شد.
سالها دارو و درمان کردند تا اینکه بالاخره امیدوار شدند به بچه دار شدن.
چند شب پیش گویا بچه شان دنیا امده اما ناقص توی دستگاه هم گذاشته بودند ولی نمانده.
فکر کردم اگر انها عروسی شان بهم نمیخورد تا الان چند تا بچه داشتند حتما.
و احتمالا بچه هایشان سالم بودند.
و شاید هم....
نمیدانم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۴ ساعت 23:4 توسط زائر
|