وحشت زده میشوم و دچار پنیک میشوم!

روز به روز قدرت خریدمان در مایحتاج زندگی کم و کمتر می شود.

روز به روز ناتوانتر و عصبی تر و افسرده تر می شویم.

نمیدانم دیگر باید چه کسی را بخوانیم تا این بلاها از سرمان رفع شود.

حالا ما که چندصباح بیشتر نیستیم و افتاده ایم در سرازیری اما دلم برای بچه ها می سوزد، فندقها چطور می توانند توی این اوضاع گلیمشان را از اب بکشند؟

خدایا این سرزمین نفرین شده را نجات بده.