صبح دوباره دیر بیدار شدم چیزی به 9 نمانده بود.

نشستم پای درس. به جان کندن دو فصل خواندم، تا نهار بپزم و یک سری کارهای متفرقه شد ساعت 4.

4 نشستم پای لپ تاپ تا مقاله مانده را تمام کنم.

این قورباغه زشت را بالاخره قورت دادم.

بعد هم دوباره یک فصل و نیم از کتاب مسخره طور دیگری را خواندم.

در واقع این پیش مطالعه بود و درست سه شنبه هفته بعد امتحان پایان ترمش هست.

این ترم شل گرفته ام و برای معدل الف خودم را به اب و اتش نمیزنم.

درس 3 واحدی امار را دایورت کرده ام!

4 فصلش را باز نکرده ام اصلا.

دو فصلش هم برای میانترم خواندم و ازش چیزی خاطرم نیست ظاهرا.

فردا یک عالمه کار دارم بانک هست، و بردن مقاله خدمت استاد.

یک سری کار هم دارم که باید بروم اداره مهر و امضا بگیرم.

مدارکی باید اسکن کنم و....

امیدوارم بتوانم به همه شان برسم.