بالاخره بلاگفا آزاد شد و می توانیم حرفهایی که هنوز بعضی شان حناق نشده را اینجا ثبت کنیم.

باران می آید نم نم، همین هم غنیمت است برای ما در این بیابان.

چند روز پیش ها که همه مان از غم سر به گریبان بودیم و طوفان امانمان را بریده بود یکهو خیلی خیلی خیلی معجزه وار برف بارید و چه برفی.

زدم بیرون و تا پارک مثلثی نزدیک خانه رفتم.

نتوانستم برف بازی کنم شب بود و ناامن.

ولی همان قدم زدن و دیدن پنبه های نرمالو حالم را خوش کرد.

از احوال گذشته نمی نویسم و سعی میکنم فراموشی انتخابی بگیرم.

این روزها را می روم داوری مسابقات، و سه شنبه اخرین امتحانم را دارم.

امیدوارم بخیر بگذرد.