خالی بند
بعد مراسم امدم خونه بابا
یکی از بلوف زن ترین فامیلهای بابا امده دیدنش
کسی که قبلا خواستگار خواهری بود و بابا به دلایل مختلف ردش کرد و دمشم گرم.
اوووووف که با زنش چه بلوفی میزنن یه چیزی مرده میگه زنه تفسیرش میکنه
بلندم نمیشن برن فکر کنم بالای دو ساعته امدن.
منم تو اتاق خواب دارم از گرما می پزم
بشدت دلم چایی می خواد
سرمم درد میکنه
دلم خونه خودمو میخواد
😭😭😭😭😭😭
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۴/۰۴/۱۵ ساعت 16:53 توسط زائر
|